بایگانی ماهانه: فوریه 2012
یک خبر فوق العاده بد…….
امروز یکی از خبرها رو شنیدم و آن خبر هم از آن قرار بود که با شکایت انجمن ناشران بین المللی از جمله دانشگاه کمبریج سایتهای دانلود کتابهای روز همچون http://www.library.nu/ وhttp://ifile.it/ مسدود شدند.براساس گزارش این سایت این سایتها توانستند با سو استفاده از قانون کپی رایت(که البته این موضوع خیلی مورد استقبال من و امثال من بود) توانسته اند.سودی با گردش مالی 7 میلیون پوند را از آن خود بکنند.
دو سایت گفته شده این سایتها توانسته بودند بیش 400 هزار عنوان کتابهای روز را برای دانلود فراهم کنند.جالب است که این موضوع را بدانید که این دو سایت از نظر من محبوب توانسته بودند با مشارکت با شرکت تجاری اعتباریLausen به این سود سر شار برسند.
از جمله شاکیان این پرونده می توان به ناشرانی همچون:Hogrefe; Macmillan Publishers Ltd; Cengage Learning; John Wiley & Sons;the McGraw-Hill Companies; Pearson Education Inc; Oxford University Press; Springer; Taylor & Francis; C H Beck; Walter De Gruyter. اشاره نمود.
باید منتظر افزایش شدید قیمت کتابهای زبان اصلی بود
برای اطلاعات بیشتر به این پیوند مراجعه کنید.
5 قابلیت جالب ماشین حساب ویندوز 7
در این مطلب قصد دارم شما خوانندگان محترم را با 5 قابلیتی که در ماشین حساب ویندوز وجود دارند و خیلی از وجود آن بی خبرند مطلع کنم .(ماشی حساب ویندوز از طرق آدرس All program—>Accessories—>Calculator —و یا Run–>calc قابل دسترسی است) امیدوارم مفید باشد:
1)حالت برنامه نویس(Programmer Mode):
از ویژگی های علمی ماشین حساب ویندوز 7 به حالت Programmer میرسیم که این حالت برای محاسباتی که برنامه نویسان برای طراحی و کد نویسی به آن نیاز دارند طراحی شده است.به عنوان مثال:
همانطور که مشاهده می کنید .تبدیل کد مورد نظر به هگزادسیمال صورت می گیرد.این قابلیت از آدرس زیر قابل دسترسی است: View –> Programmer( این قابلیت در تبدل مقادیر موجود برنامه در ریجستری ویندوز نیز کاربرد دارد.) Read the rest of this entry
سفر به دنیای Ubuntu؛ روز پایانی
خوب بالاخره به آخرش رسیدیم. خوشحالم که موفق شدم یک مجموعه ی نسبتا خوبی از مطالب به هم پیوسته رو منتشر کنم. قبلا هم مطالب چند بخشی داشتم، اما هیچ کدوم به این اندازه طولانی و مفصل نبودن. امیدوارم برای شما هم مفید بوده باشه.
بابک فخریلو
اگر بخواهم سفرم به دنیای Ubuntu را در یک جمله جمع بندی کنم، می گویم «Ubuntu قابلیت هایش بیشتر از یک سیستم عامل رومیزی برای بیشتر کاربرها است، اما یادگرفتن آن دشواری های خاص خودش را دارد.»
نصب آن آسان بود. در حقیقت با استفاده از Wubi آن را در Windows نصب کردم، روی یک USB drive هم می توان نصب اش کرد، یا کنار Windows به صورت dual-boot آن را داشت که در پارتیشنی جداگانه قرار گرفته باشد. همه ی این روش های نصب، ساده و سر راست بودند.
قبلا با نسخه های زیادی از Linux کار کرده ام. از گذشته ها تا به امروز این سیستم عامل پخته تر شده و حالا، Ubuntu نسبت به قبل بی نقص تر شده است.
باید به این نکته توجه داشت که Ubuntu، Windows نیست و نباید هم باشد. اما، وقتی در مقام رقابت با Windows و Mac OS X قرار می گیرد، باید کارکردها و قابلیت های مشابهی را برای کاربران خودش فراهم سازد، و این را هم باید طوری عرضه کند که درکش برای کاربران متوسط، سخت نباشد.
گرچه Ubuntu توانمند است، اما کارکردن با آن تلاش خاصی را می طلبد. خوشبختانه بیشتر آن تلاش مربوط به یاد گرفتن اولیه چیزهایی است که برای راه انداختن برنامه یا کارها لازم است. بعد از یک یا دو هفته، به توازنی خواهید رسید و دیگر مجبور نیستید در خلاف جریان رودخانه حرکت کنید!.
با این حال، نیاز واقعی بیشتر کاربر ها چیست؟ نوشتن نامه؟ فرستادن ایمیل؟ گشت و گذار در وب؟ ارتباط با دوستان در شبکه های اجتماعی؟ گوش دادن به موسیقی؟ به طور پیش فرض، بسته های کاربردی office ( متشکل از نرم افزارهایی مانند Word، Excel و Presentation) و برنامه ی مدیریت Email در Ubuntu نصب شده اند. نکته اینجاست که Ubuntu نیاز های کاربران متوسط را به راحتی برطرف می کند.
با این وجود، چرا سهم Linux در این دو دهه اخیر همیشه کمتر از بقیه سیستم عامل ها بوده است؟ این سیستم عامل بحران هویت دارد. به نظر می رسد که Linux حتی خودش هم نمی داند قرار است چه چیزی باشد. اگر بحثی راجع به سیستم عامل ها داشته باشید، متوجه می شوید که هر سیستم عاملی تکلیف اش مشخص است، اما Linux…. کدام توزیع از Linux بهترین گزینه است؟ بعد از این که بین هزاران توزیع، یکی را انتخاب کردید، باید مشخص کنید که کدام نسخه از آن را می خواهید و قرار است از چه واسط کاربری برای آن استفاده کنید.
این حقیقت که گستردگی و گزینه های گونان در برابر شما است، از قوت های Linux به شمار می رود، و یکی از عواملی که کاربران را به این سیستم عامل جذب می کند، همین تنوع است، اما وقتی قرار است به عنوان سیستم عامل اصلی انتخاب شود، نبود توافق روی این که کدام نسخه مناسب است، نقص محسوب می شود.
آیا من به نوعی نوکیش سیستم عامل Ubuntu محسوب می شوم؟ از منظر منطقی و واقع بینانه، باید در دنیای Windows کارهایم را انجام دهم. چرا؟ چون 90 درصد از مردم دنیا همین کار را می کنند. اما، به عنوان یک نویسنده ی حرفه ای در دنیای کامپیوتر، باید با انواع مختلفی از بستر ها و فناوری ها آشنا باشم.
برگرفته از:
Ubuntu Linux, Day 30: What I Learned from 30 Days With Ubuntu Linux
درهمین رابطه بخوانید:
سفر به دنیای Ubuntu؛ روز بیست و هفتم
بابک فخریلو
در روز قلبی از سفرمان، پنج مساله از مشکلات اساسی Ubuntu را که در این چند روز سفرمان به آنها برخوردم، مطرح کردم، و امروز پنج تا از نقاط قوت یا به عبارتی چیزهایی که شایسته تحسین هستند را خواهم گفت.
1. Ubuntu Software Center:
وقتی فهمیدم که چنین چیزی در Ubuntu وجود دارد و کار کردن با آن را یاد گرفتم، واقعا به Ubuntu Software Center علاقه مند شدم. به نوعی app store برای Ubuntu حساب می شود، و چه خوب که منبعی دارید و می توانید تنها با یک کلیک، ابزار ها و برنامه هایی که می توانید تقریبا با آنها هر کاری انجام دهید را پیدا کنید. بد نیست که مایکروسافت هم به فکر این باشد تا در سیستم عامل خودش، Windows App Store را جای دهد.
2. Ubuntu One:
چه کسی فکرش را می کرد Ubuntu به فکر فضای ذخیره سازی ابر (cloud storage) و همگام سازی فایل های کاربران بوده؟! ترکیب Ubuntu One و Ubuntu One Music store، یک راه حل همگام سازی داده ها و دسترسی به داده ها را فراهم می سازد، که مستقل از بستر عملیاتی است (یعنی با هر سیستم عاملی می توانید به خدمات آن دسترسی داشته باشید). در طول سفر خود یک روز را به آن اختصاص دادیم و دانستیم که برای حساب کاربری رایگان، کاربران می توانند تا 2 گیگابایت از انواع فایل های خود، فهرست تماس ها و تصاویر را در آن قرار داده و بین ابزارهای مختلف آنها را همگام سازند.
برای استفاده از این سرویس، اصلا نیازی نیست که Ubuntu را در سیستم خود نصب کرده باشید. این سرویس ابری، برنامه های مخصوص سیستم عامل Window، Android و iOS را برای کاربران این سیستم عامل ها عرضه کرده تا به خدماتش دسترسی داشته باشند.
3. Unity Interface:
زرق و برق Unity interface را دوست دارم، و این که بتوانم پنجره ها را به نیمه ی راست یا چپ صفحه چفت کنم، جالب است. حتی این که با کشیدن پنجره به بالای صفحه نمایش بتوانم اندازه ی آن را بزرگ کنم.
عملکرد نوار Unity (که به طور پیش فرض به صورت عمودی در سمت چپ صفحه قرار می گیرد) مشابه چیزی است که در Windows 7 می بینیم، پس حس خوبی به آن دارم. با استفاده از Unity می توانید به راحتی بین چند نمونه از یک برنامه ی در حال اجرا جابجا شوید.
Workspace Switcher هم این امکان را فراهم می سازد تا به راحتی بین میزکارهای مجازی جابجا شوم، و Applications Lens و File & Folder lens امکان یافتن چیزهایی که به دنبالش هستم را سریع تر می کند.
4. Peripheral Support:
تجربه ی من در مورد پشتیبانی از ابزارهای جانبی توسط Ubuntu، عالی بود. گرچه تنظیم کردن کارت گرافیکی Nvidia اول کمی مشکل بود، اما Ubuntu به راحتی توانست چاپگر، اسکنر، وب کم و کارت شبکه ی بی سیم و هر چیز دیگری را شناسایی و نصب کند.
5. Linux Community:
اگر یادتان باشد در فهرست بدترین چیزهایی که از Ubuntu برای شما گفتم، طرفداران دو آتشه ی آن، در دریف پنجم بودند. همان طور که گفتم، این طرفداران دو آتشه البته در اقلیت هستند. اما روی دیگر سکه را هم باید دید، که جامعه ای بزرگ از کاربران Linux هستند که اتفاقا خیلی خوش برخورد هستند و به قولی «هوای» کاربران تازه وارد را دارند.
شاید بتوان گفت Linux مانند یک انجمن برادری است که متشکل از افراد خوش قبلی است که تجربه ی زیادی دارند و به این معتقد هستند که می توانید هرکاری را در این سیستم عامل انجام دهید، گرچه ممکن است به جست و جو در گوگل و کمی سر و کله زدن با خط فرمان نیاز داشته باشید. این کاربران که حالا حرفه ای هستند، زمانی خودشان تازه کار بوند، و حالا می خواهند آنچه دیگران به آنها آموختند را با دیگران به اشتراک بگذارند.
برگرفته از:
Ubuntu Linux, Day 29: Five Things I Like Most About Ubuntu Linux
در همین رابطه بخوانید:
Game Programming بخش اول
معرفی
هدف این خود آموز این است که به شما نشان دهد چطور یک بازی ساده بدون کمک API های سطح بالا مثل XNA یا DirectX که نیمی از فرایند ها را اتوماتیک برای شما انجام می دهند ، بسازید . تمام چیزی که ما استفاده می کنیم یک فرم ویندوز و توابع GDI+ است برای ترسیمات پایه ای و تعدادی از Event های فرم .
پیش زمینه
چند نکته در مورد loop بازی وجود دارد ، چون فرم های ویندوز رویدار گرا هستند در حالی که بازی ها عموماً این طور نیستند . من روی تفاوتهایی که بین کدهایی که به طور ‹regular› استفاده میشوند و کدهایی که در Windows Form باید استفاده شود تاکید می کنم .
قدم اول : تنظیم کردن بازی
حلقه ی اصلی
به خاطر اینکه بازی ها معمولاً رویداد گرا نیستند ، ما از یک loop استفاده می کنیم تا تمام logic و ترسیمات را در آن انجام دهیم . پس در هر حلقه ما منطق بازی ، چک کردن ورودی ها و کشیدن گرافیک روی صفحه نمایش را انجام می دهیم . به کدهای زیر نگاه کنید . آیا می توانید مشکل را پیدا کنید؟
bool runGame = true;
while(runGame)
{
GetInput();
PerformLogic();
DrawGraphics();
}
اگر متوجه شده باشید بازی با حد اکثر سرعت ممکن اجرا میشود . در این حلقه بازی با تمام سرعتی که می تواند اجرا می شود از 1fps گرفته تا 1000fps . سرعت بازی ممکن است برای دشمنان و یا اشیایی که به بازی اضافه میشوند تفاوت داشته باشد و بازی آنقدر به سرعت اجرا میشود که بازیکن نمیتواند به موقع واکنش نشان دهد .
همه چیز راجع به زمان بندی
ما باید سرعت بازی را کنترول کنیم. برای این کار از یک Read the rest of this entry
Google App Engine – بخش دوم
بابک فخریلو
تو بخش قبلی یه مقدمه ای از حرکت شرکت Google برای فراهم کردن فرصت توسعه ی برنامه ها تحت Cloud با هزینه کم، صحبت کردیم، که این طرح در قالب App Engine به توسعه دهنده ها ارائه میشه. آخر همون مطلب هم گفتم که دارم تست اش می کنم. من مدتی بود کار با python رو شروع کردم و تصمیم گرفتم SDK مربوط اش رو از گوگل دانلود کنم (با هزار بدبختی، گفتم که برای ایران بسته است) و شروع کردم Tutorial که با زبان python توسعه ی یه برنامه ساده تحت App Engine رو شرح می داد، کار کردم. اما به انتها که رسید و خواستم به قول معروف Upload کنم تو سرور گوگل، دیدم بله، چشم تون روز بد نبینه، شماره تلفن موبایل می خواد و ایران رو هم پشتیبانی نمی کنه. به سلامتی…
به هر حال شما هم تجربه ی کار کردن باهاش رو داشته باشید بد نیست. تو مطلب امروز خلاصه ای از ویژگی های محیط توسعه و مسائل مربوط رو بررسی می کنم و این مطلب به پایان می رسه. راستی ببخشید دیر شد، یه مدتی درگیر کارهای خودم و امتحانام بودم. از این جا به بعد متن مثل بخش اول دوباره رسمی میشه، چرا که از زبان مستندات خود گوگل برای شما خواهم گفت.
محیط برنامه
توسعه ی یک برنامه که بتواند با قابلیت اطمینان کار کند، حتی در شرایطی که load روی آن زیاد باشد و با داده های زیادی در گیر شود، با Google App Enigne ساده خواهد بود. ویژگی هایی که این بستر دارد را می توانید به طور فهرست وار در زیر ببینید:
- پشتیبانی کامل از تکنولوژی های متدال در وب همراه با dynamic web serving
- فضای ذخیره سازی پایدار با امکان گرفتن Query، مرتب سازی و انجام تراکنش روی آن (همان Database)
- امکان توسعه پذیری و load balancing خودکار
- API برای هویت سنجی کاربران (authenticating) و ارسال ایمیل با استفاده از حساب های کاربری Google
- محیط توسعه ی محلی که App Engine را در کامپیوتر شما شبیه سازی می کند
- صف بندی Task ها برای اجرا در حوزه ای خارج از یک درخواست وب (مانند انجام فرآیندهایی که در قالب برنامه های تحت وب انجام شان ناشدنی یا سخت است)
- Task های زمان بندی شده برای فعال کردن رویدادهایی در زمان یا بازه های زمانی مشخص (مانند بررسی یه مقدار از سطری خاص در پایگاه داده در بازه های زمانی 5 دقیقه ای)

وقتی روی آیکون کلیک کنید، نرم افزار به شما خواهد گفت که وب سایت اطلاعات شما را به چه شرکت هایی می فرستد.
