بایگانی دستهها: سیستم عامل
راهنمایی عمومی نصب ویندوز 8 روی ماشین مجازی»VMware Workstation 8″
netbios
باسلام.
همانطور که دوستان مستحضر هستند نرم افزار سیستم عامل ویندوز 8 توسط انجمن فعال دانشکده آماده توزیع شده است.در این پست قصد دارم راهنمایی نصب این ویندوز را بر روی ماشین مجازی VmWare Workstation 8رو بصورت خلاصه برای شما عنوان کنم.
مرحله 1)
ابتدا به قسمت Create a new virtual machine مطابق شکل زیر بروید:
اولین برنامه من برای سیستم عامل Android؛ یادآوری روزهای تولد
بعد از سر و کله زدن با دنیای Android و کشیدن ناز شبیه سازش، بالاخره اولین برنامه ام آماده شد.
این یه برنامه ساده است که بر اساس Contact های موجود توی گوشی، می تونید تاریخ تولدشون رو ذخیره کنید (به میلادی!) و بعد تو فهرست اصلی برنامه، 10 تا تولد جدید رو ببینید. البته هنوز جای کار داره و با مشورت دوستای عزیزم که کمکم کردن سعی می کنم بهترش کنم. این برنامه برای نسخه های 2.1 سیستم عامل android بعد از اون قابل استفاده است. و اینم بگم هزار تا مدل از همین تیپ نرم افزارها رو میشه پیدا کرد. به هرحال ما هم شانس خودمون رو امتحان کردیم.
جا داره از محمد علی صاحب جمعی یه تشکر ویژه بکنم که گوشی اش رو دو روز به من قرض داد تا مشکل اساسی برنامه رو بتونم با تست کردن رو گوشی برطرف کنم. به شبیه ساز که خود SDK میده نمیشه زیاد اعتماد کرد. از من به شما نصیحت.
برای دانلود کردن برنامه اینجا کلیک کنید.
تصاویر برنامه:
خلاصه ای از دیدگاه ها راجع به Windows 8
بابک فخریلو
دیدگاه های اولیه ای که در مورد Windows 8 منتشر شد، برد وسیعی از ویژگی ها را داشت، از سریع و زیبا گرفته تا عجیب، اما
آن هایی که این سیستم عامل را خودشان تست کرده اند، به نظر می رسد که تجربه ی لذت بخشی را داشته اند.
بسیاری بر این نکته تاکید دارند که IE 10 دو نسخه دارد، یکی برای کار کردن به صورت لمسی، و دیگری همان روش معمول و
استفاده از صفحه کلید و موس.
آن کسانی که به بررسی و ارائه دیدگاه هاشان پرداخته اند، سرعت سیستم عامل را در پاسخ
به فرمان هایی که کاربر می دهد، قابل توجه دانسته، و خود برنامه ها (applications) هم برای شان جذاب بوده است.
در اینجا به نمونه هایی از دیدگاه هایی که به ستایش و انتقاد از Windows 8 پرداخته اند، نگاهی خواهیم داشت.
‘ماموریت انجام شده است!’
دیدگاه PCWorld در مورد نسخه ی Windows 8 Consumer (که به تازگی منتشر شده) این گونه است «این نسخه جدید قطعا چیزی نیست که سال گذشته برای توسعه دهندگان منتشر شد. این نسخه به طور چشم گیری روان تر است و در پاسخ گویی سریع تر. برنامه ها سریع باز می شوند، و چرخیدن در بین آنها هم ساده است….همه چیز بزرگ، روان و زیبا است…. ساعت خوبی را سپری کردم تا آن چیزهایی را که در یک دهه گذشته با نسخه های قبلی Windows انجام می دادم، در این نسخه کشف کنم. باز هم می گویم که تحت تاثیر سرعت و زیبایی یک واسط کاربری مایکروسافتی قرار گرفتم.»
زمان زیادی نمی خواهد تا به آن عادت کنید، پیش از آن که بدانید، شروع به کار کردن با میانبر ها کرده اید و چنان در سیستم عامل غوطه ور می شوید که گویی مدتها ست با آن کار کرده اید. نگرانی هایی در مورد تطبیق اندازه ی آیتم ها با صفحه های بزرگ دارم، اما هرچه زمان بیشتری را با Windows 8 Consumer Preview سپری می کنم، صبرم برای انتشار نسخه نهایی کمتر می شود. بنابراین فکر می کنم برای ساکنان مایکروسافتی در Redmond کار به پایان رسیده است.
‘بازنگری اساسی’
David Pogue در New York Times می نویسد: این یک بازنگری اساسی برای Windows است. زیبایی و سادگی. در اصل، ایده ی جذاب و کاربردی نمایش آیتم ها و برنامه ها که شکل کاشی های در کنار هم قرار گرفته را تداعی می کند (و در کل با نام Metro Apps شناخته می شود)، و در حال حاضر در Windows Phone 7 و Tablet ها می بینیم. برنامه های آغازین شامل Camera، Xbox، Mail، Calendar، People، Messaging و Photos می شود. همچنین Music و Video هم هستند که به فروشگاه های Microsoft متصل هستند (مایکروسافت در حال کار روی Windows APP است. چیزی که شبیه App Store شرکت Apple به نظر می رسد). می توانید این کاشی ها را بکشید و صفحه ای جدید از آنها درست کنید و به شکل دلخواه تان آنها را برچسب بزنید. اگر از هر گوشه صفحه، انگشت خود را بکشید، کنترل های مخفی به نمایش در خواهند آمد. این ویژگی به طور خاص در IE 10 اهمیت دارد، که در حالت عادی نوار ابزاری نمایش نداده و فضای صفحه را بیهوده هدر نمی دهد. هوشمندانه است، نه؟
تنها مشکل بزرگ در طراحی این است که مایکروسافت نتوانسته به طور کامل آنچه در Windows های قبلی می دیدیم را کنار بگذارد. منظورم میزکار، پوشه ها، نوار ابزار و چیزهای مشابه این هاست. بنابراین روی یک کامپیوتر شخصی، در پس صفحه ی شروع سیستم عامل (Start Screen)، همان چیزی را می بینید که در Windows 7 هست، با همه پیچیدگی اش. به عبارتی، به نظر می رسد که Windows 8 برای تلفن ها و Tablet هاست. در یک کامپیوتر بدون قابلیت لمسی، زیبایی Metro محدود به یک سر در شده که ویندوز قدیمی را در خود پوشش می دهد. در حقیقت باید کار کردن با دو سیستم عامل را یاد گرفت، نه یکی.
نمایش زیبای ‘برنامه ها’
Matt Warman از روزنامه Telegraph می گوید: از امروز باید منتظر ماند که برنامه های شرکت هایی چون Vimeo، Kobo وخیلی های دیگر، به Windows App Store اضافه شوند. در کل دوست داشتنی به نظر می رسد، و پویانمایی هایی که در هنگام شروع برنامه ها به نمایش در می آید، خیره کننده است، اما هنوز نیاز به توسعه دارد. مایکروسافت می گوید که صرفا می خواهد توانایی های برنامه ها در Windows 8 را نشان دهد، تا این که ثابت کند از Apple بهتر است… در این واسط کاربری که Metro هم نام گرفته، کاربران با نشگون گرفتن صفحه می توانند بزرگ نمایی یا کوچک نمایی کنند.
به گفته ی مایکروسافت واسط کاربری Metro ، پیش از انتشار iPad، برای Tablet ها در نظر گرفته شده بود. خوب کار می کند، اما در حال حاضر پایداری و یکپارچگی ندارد. اما نقطه سقوط این واسط کاربری را می توان در ارث بری اش از تلفن های موبایل دانست. برای نمونه، Windows 8 از نسخه ای بهبود یافته و جدید از IE استفاده می کند، که وقتی در محیط Metro اجرا شود، دیگر از Flash پشتیبانی نمی کند، اما در حالتی که در کامپیوتر های رومیزی معمولی اجرا شود، مشکلی نخواهد داشت. یک منوی ساده، مانند آنچه در یک تلفن موبایل می بینیم، نسخه ی موبایلی یک سایت را تبدیل می کند به نسخه ای که می توان در کامپیوتر رومیزی دید، اما این کار عجیب و احمقانه است. تنها از مایکروسافت بر می آید که دو نسخه ی متفاوت از مرورگر وب تهیه کند. احتمالا این نمونه ای از چیزی است که قرار است تغییر کند.
Semantic Zoom؛ ‘فوق العاده’
Mat Honan در Gizmodo می گوید: خیلی خیلی حس لغزندگی را منتقل می کند. فرمان ها و آیکون ها و برنامه ها و منو ها در صفحه سر می خورند، و بزرگ نمایی و کوچک نمایی آیتم ها در واسط کاربری Metro، به شیوه ای است که گویی سرگیجه را القا می کند. از سمت راست اگر صفجه را لمس کنید، Charms اجرا خواهد شد (مایکروسافت برای آیکون های سمت راست نام Charms را گذاشته)، تا به راحتی بتوانید از جایی که بودید به Start، صفحه تنظمیات، جست و جو و غیره برگردید.
اگر یاد بگیرید که چطور کاری را با لمس کردن انجام دهید، می توانید انجام آن با موس را هم یاد بگیرید. در حالی که لمس کردن روی لبه ها کار می کند، حرکت موس برای گوشه های صفحه موثر است… Semantic Zoom فوق العاده است…می توانید صفحه ی شروع را نشگون بگیرید تا آن را کوچک نمایی کنید، بدین ترتیب تمام کاشی های درون آن به حالت minimize می روند. این کار پیمایش در بین آن کاشی ها را ساده می کند. نیازی به پیمایش های متوالی هم کمتر خواهد شد.
مشکلات در واکنش به حرکت موس
Peter Pachal می گوید: برای تازه کارها، آیکون ها از قاعده استاندارد وب در حرکت ‘mouseover’ (بردن نشانگر موس روی یک آیتم)، پیروی نمی کنند.برای نمونه، وقتی شما به گوشه سمت چپ صفحه اشاره می کنید، Windows 8 (چه در حالت Metro و چه در حالت رومیزی)، صفحه ی Start را فراخوانی می کند. یا این که آیکونی را برای صفحه ی Start صدا می زند، اما اگر موس خود را روی آن ببرید، محو می شود. خوب این در تناقض با روشی است که وب سایت ها در ده سال گذشته پیش گرفته اند و در آن، منوهای وب سایت با بردن موس روی آیکون هایشان نمایش داده شده، و پیمایش در آن منو هم با نگه داشتن موس روی منو ممکن می شود.
واسط کاربری Metro زیبا و قدرت مند است، اما عادت کردن به آن سخت. صفحه ی شروع به شما اجازه می دهد تا با فشردن موس خود به لبه های صفحه، به سمت راست یا چپ حرکت کنید. خیلی از برنامه ها (مانند Photos) هنوز چنین ویژگی را در خود ندارند، در عوض شما را مجبور می کنند تا از یک پیمایشگر (scrollbar) یا چرخ پیمایش موس استفاده کنید.
برگرفته از:
5 قابلیت جالب ماشین حساب ویندوز 7
در این مطلب قصد دارم شما خوانندگان محترم را با 5 قابلیتی که در ماشین حساب ویندوز وجود دارند و خیلی از وجود آن بی خبرند مطلع کنم .(ماشی حساب ویندوز از طرق آدرس All program—>Accessories—>Calculator —و یا Run–>calc قابل دسترسی است) امیدوارم مفید باشد:
1)حالت برنامه نویس(Programmer Mode):
از ویژگی های علمی ماشین حساب ویندوز 7 به حالت Programmer میرسیم که این حالت برای محاسباتی که برنامه نویسان برای طراحی و کد نویسی به آن نیاز دارند طراحی شده است.به عنوان مثال:
همانطور که مشاهده می کنید .تبدیل کد مورد نظر به هگزادسیمال صورت می گیرد.این قابلیت از آدرس زیر قابل دسترسی است: View –> Programmer( این قابلیت در تبدل مقادیر موجود برنامه در ریجستری ویندوز نیز کاربرد دارد.) Read the rest of this entry
سفر به دنیای Ubuntu؛ روز پایانی
خوب بالاخره به آخرش رسیدیم. خوشحالم که موفق شدم یک مجموعه ی نسبتا خوبی از مطالب به هم پیوسته رو منتشر کنم. قبلا هم مطالب چند بخشی داشتم، اما هیچ کدوم به این اندازه طولانی و مفصل نبودن. امیدوارم برای شما هم مفید بوده باشه.
بابک فخریلو
اگر بخواهم سفرم به دنیای Ubuntu را در یک جمله جمع بندی کنم، می گویم «Ubuntu قابلیت هایش بیشتر از یک سیستم عامل رومیزی برای بیشتر کاربرها است، اما یادگرفتن آن دشواری های خاص خودش را دارد.»
نصب آن آسان بود. در حقیقت با استفاده از Wubi آن را در Windows نصب کردم، روی یک USB drive هم می توان نصب اش کرد، یا کنار Windows به صورت dual-boot آن را داشت که در پارتیشنی جداگانه قرار گرفته باشد. همه ی این روش های نصب، ساده و سر راست بودند.
قبلا با نسخه های زیادی از Linux کار کرده ام. از گذشته ها تا به امروز این سیستم عامل پخته تر شده و حالا، Ubuntu نسبت به قبل بی نقص تر شده است.
باید به این نکته توجه داشت که Ubuntu، Windows نیست و نباید هم باشد. اما، وقتی در مقام رقابت با Windows و Mac OS X قرار می گیرد، باید کارکردها و قابلیت های مشابهی را برای کاربران خودش فراهم سازد، و این را هم باید طوری عرضه کند که درکش برای کاربران متوسط، سخت نباشد.
گرچه Ubuntu توانمند است، اما کارکردن با آن تلاش خاصی را می طلبد. خوشبختانه بیشتر آن تلاش مربوط به یاد گرفتن اولیه چیزهایی است که برای راه انداختن برنامه یا کارها لازم است. بعد از یک یا دو هفته، به توازنی خواهید رسید و دیگر مجبور نیستید در خلاف جریان رودخانه حرکت کنید!.
با این حال، نیاز واقعی بیشتر کاربر ها چیست؟ نوشتن نامه؟ فرستادن ایمیل؟ گشت و گذار در وب؟ ارتباط با دوستان در شبکه های اجتماعی؟ گوش دادن به موسیقی؟ به طور پیش فرض، بسته های کاربردی office ( متشکل از نرم افزارهایی مانند Word، Excel و Presentation) و برنامه ی مدیریت Email در Ubuntu نصب شده اند. نکته اینجاست که Ubuntu نیاز های کاربران متوسط را به راحتی برطرف می کند.
با این وجود، چرا سهم Linux در این دو دهه اخیر همیشه کمتر از بقیه سیستم عامل ها بوده است؟ این سیستم عامل بحران هویت دارد. به نظر می رسد که Linux حتی خودش هم نمی داند قرار است چه چیزی باشد. اگر بحثی راجع به سیستم عامل ها داشته باشید، متوجه می شوید که هر سیستم عاملی تکلیف اش مشخص است، اما Linux…. کدام توزیع از Linux بهترین گزینه است؟ بعد از این که بین هزاران توزیع، یکی را انتخاب کردید، باید مشخص کنید که کدام نسخه از آن را می خواهید و قرار است از چه واسط کاربری برای آن استفاده کنید.
این حقیقت که گستردگی و گزینه های گونان در برابر شما است، از قوت های Linux به شمار می رود، و یکی از عواملی که کاربران را به این سیستم عامل جذب می کند، همین تنوع است، اما وقتی قرار است به عنوان سیستم عامل اصلی انتخاب شود، نبود توافق روی این که کدام نسخه مناسب است، نقص محسوب می شود.
آیا من به نوعی نوکیش سیستم عامل Ubuntu محسوب می شوم؟ از منظر منطقی و واقع بینانه، باید در دنیای Windows کارهایم را انجام دهم. چرا؟ چون 90 درصد از مردم دنیا همین کار را می کنند. اما، به عنوان یک نویسنده ی حرفه ای در دنیای کامپیوتر، باید با انواع مختلفی از بستر ها و فناوری ها آشنا باشم.
برگرفته از:
Ubuntu Linux, Day 30: What I Learned from 30 Days With Ubuntu Linux
درهمین رابطه بخوانید:
سفر به دنیای Ubuntu؛ روز بیست و هفتم
بابک فخریلو
در روز قلبی از سفرمان، پنج مساله از مشکلات اساسی Ubuntu را که در این چند روز سفرمان به آنها برخوردم، مطرح کردم، و امروز پنج تا از نقاط قوت یا به عبارتی چیزهایی که شایسته تحسین هستند را خواهم گفت.
1. Ubuntu Software Center:
وقتی فهمیدم که چنین چیزی در Ubuntu وجود دارد و کار کردن با آن را یاد گرفتم، واقعا به Ubuntu Software Center علاقه مند شدم. به نوعی app store برای Ubuntu حساب می شود، و چه خوب که منبعی دارید و می توانید تنها با یک کلیک، ابزار ها و برنامه هایی که می توانید تقریبا با آنها هر کاری انجام دهید را پیدا کنید. بد نیست که مایکروسافت هم به فکر این باشد تا در سیستم عامل خودش، Windows App Store را جای دهد.
2. Ubuntu One:
چه کسی فکرش را می کرد Ubuntu به فکر فضای ذخیره سازی ابر (cloud storage) و همگام سازی فایل های کاربران بوده؟! ترکیب Ubuntu One و Ubuntu One Music store، یک راه حل همگام سازی داده ها و دسترسی به داده ها را فراهم می سازد، که مستقل از بستر عملیاتی است (یعنی با هر سیستم عاملی می توانید به خدمات آن دسترسی داشته باشید). در طول سفر خود یک روز را به آن اختصاص دادیم و دانستیم که برای حساب کاربری رایگان، کاربران می توانند تا 2 گیگابایت از انواع فایل های خود، فهرست تماس ها و تصاویر را در آن قرار داده و بین ابزارهای مختلف آنها را همگام سازند.
برای استفاده از این سرویس، اصلا نیازی نیست که Ubuntu را در سیستم خود نصب کرده باشید. این سرویس ابری، برنامه های مخصوص سیستم عامل Window، Android و iOS را برای کاربران این سیستم عامل ها عرضه کرده تا به خدماتش دسترسی داشته باشند.
3. Unity Interface:
زرق و برق Unity interface را دوست دارم، و این که بتوانم پنجره ها را به نیمه ی راست یا چپ صفحه چفت کنم، جالب است. حتی این که با کشیدن پنجره به بالای صفحه نمایش بتوانم اندازه ی آن را بزرگ کنم.
عملکرد نوار Unity (که به طور پیش فرض به صورت عمودی در سمت چپ صفحه قرار می گیرد) مشابه چیزی است که در Windows 7 می بینیم، پس حس خوبی به آن دارم. با استفاده از Unity می توانید به راحتی بین چند نمونه از یک برنامه ی در حال اجرا جابجا شوید.
Workspace Switcher هم این امکان را فراهم می سازد تا به راحتی بین میزکارهای مجازی جابجا شوم، و Applications Lens و File & Folder lens امکان یافتن چیزهایی که به دنبالش هستم را سریع تر می کند.
4. Peripheral Support:
تجربه ی من در مورد پشتیبانی از ابزارهای جانبی توسط Ubuntu، عالی بود. گرچه تنظیم کردن کارت گرافیکی Nvidia اول کمی مشکل بود، اما Ubuntu به راحتی توانست چاپگر، اسکنر، وب کم و کارت شبکه ی بی سیم و هر چیز دیگری را شناسایی و نصب کند.
5. Linux Community:
اگر یادتان باشد در فهرست بدترین چیزهایی که از Ubuntu برای شما گفتم، طرفداران دو آتشه ی آن، در دریف پنجم بودند. همان طور که گفتم، این طرفداران دو آتشه البته در اقلیت هستند. اما روی دیگر سکه را هم باید دید، که جامعه ای بزرگ از کاربران Linux هستند که اتفاقا خیلی خوش برخورد هستند و به قولی «هوای» کاربران تازه وارد را دارند.
شاید بتوان گفت Linux مانند یک انجمن برادری است که متشکل از افراد خوش قبلی است که تجربه ی زیادی دارند و به این معتقد هستند که می توانید هرکاری را در این سیستم عامل انجام دهید، گرچه ممکن است به جست و جو در گوگل و کمی سر و کله زدن با خط فرمان نیاز داشته باشید. این کاربران که حالا حرفه ای هستند، زمانی خودشان تازه کار بوند، و حالا می خواهند آنچه دیگران به آنها آموختند را با دیگران به اشتراک بگذارند.
برگرفته از:
Ubuntu Linux, Day 29: Five Things I Like Most About Ubuntu Linux
در همین رابطه بخوانید:
سفر به دنیای Ubutnu؛ روز بیست و ششم
بخش های داخل پرانتز که به صورت مورب نوشته شده، توضیحات و دیدگاه های من هستند.
بابک فخریلو
نزدیک به آخرین روزهای سفر خود می شویم. در این روز از سفرمان، می خواهم پنج مساله که به نظرم از عیب های قابل توجه Ubuntu هستند را بررسی کنم. در روز بعدی سفرمان هم پنج تا از بهترین ویژگی ها را مطرح خواهم کرد.
شروع می کنیم:
1.همگامی با iPhone: می توانید Apple را به خاطر عرضه نکردن یک نسخه از iTunes برای Linux سرزنش کنید. حتی می توانید مرا سرزنش کنید که چرا از iPhone استفاده می کنم. اما این دلایل کافی نیستند. حقیقت این است که خیلی ها مثل من iPhone دارند و می خواهند آن را به کامپیوتر خود وصل کنند تا به وسیله ی iTunes ، دست گاه خود را با PC همگام سازند.
اما جای خوشحالی است که طبق گقته ی Apple، در آینده برای ابزارهایی که با iOS 5 عرضه خواهند شد، دیگر چنین مشکلی وجود نخواهد داشت.
سفر به دنیای Ubuntu؛ روز بیست و پنجم
بابک فخریلو
امروز می خواهیم به ابزار ویرایش تصویر بپردازیم که GIMP (GNU Image Manipulation Program) نام دارد، و به گفته بسیاری از طرف داران دنیای لینوکس، به نوعی Adobe Photoshop دنیای نرم افزار آزاد به حساب می آید.
خوب راستش را بخواهید علت این که این همه مدت صبر کردم و حرفی از این نرم افزار نزدم، به خاطر این بود که نهایت کار ویرایش تصویری که من لازم دارم، چرخاندن 90 درجه ای تصویر است. خوب انجام دادن این کار هم نیاز به ویرایشگر حرفه ای ندارد، و هر نرم افزار ساده ای هم می تواند آن را انجام دهد.
اما از طرفی همسرم یک عکاس حرفه ای است. او بیشتر وقت خود را صرف کار کردن با Adobe Photoshop و Adobe Lightroom می کند، و به درستی هم می داند که با این نرم افزار ها چه کاری باید انجام دهد. بنابراین با کمک او، به تحلیل قابلیت ها و عملکردهای GIMP پرداختم. ادامه ی این مقاله هم بر اساس گفته های او نوشته شده.
سفر به دنیای Ubuntu روز بیست و چهارم
بابک فخریلو
وقتی نتوانید با کامپیوترتان پرینت بگیرید یا فایلی را اسکن کنید، یا webcam اصلا کار نکند، کامپیوتر به چه دردی می خورد؟ هر زمان که سیستم عامل جدیدی عرضه می شود، سازگاری سخت افزاری و ابزارهای جانبی می تواند باعث موفقیت و اقبال به آن سیستم عامل شود، یا برعکس باعث شکست آن (Windows Vista را به خاطر دارید؟!). امروز هم نگاهی داریم به اتصال چند ابزار به سیستم عامل Ubuntu.
البته به نظر کمی دیر می رسد که بعد از 23 روز، تازه می خواهیم به تنظیمات خیلی ساده ی سخت افزاری بپردازیم. برای بیشتر کاربران، تایید سازگاری چاپگرها، scanner و webcam با سیستم عامل جدید، شاید یک روز یا بدتر از آن دو روز وقت بگیرد.
البته من خودم زیاد با این ابزارهایی که نام بردم سر و کار ندارم. همین که Ubuntu صفحه کلید، موس، کارت گرافیک، مانیتور، و شبکه ی بی سیم را شناخت، برای من کافی بود. اما یک چاپگر، scanner و webcam هم دارم و گاهی از آنها استفاده می کنم، بنابراین اگر آنها هم در Ubuntu کار کنند، خیلی خوب می شود.
کار را با scanner شروع کردم. مدل آن Epson Perfection 3490 Photo است. آن را وصل کردم و اتفاقی نیافتاد. امیدوار بودم که صفحه ای نمایان شود و به من نشان دهد که scanner متصل شده. ولی این طور نبود.
به Ubuntu Software Center رفتم و Epson را تایپ کردم، اما چیز مفیدی نمایش داده نشد. آن طور که پیداست، Software Center لزوما جایی برای پیدا کردن driver ها نیست. نوبت به Google رسید و عبارت «‹installing Epson Perfection 3490 Photo on Ubuntu 11.04″ را جست و جو کردم. نتایج زیاد بودند، اما بیشترشان به نظر نامفهوم می آمدند.
بعد از کنکاش های فراوان در بین نتایج، به توضیحی برخورد کردم که به نظر کارآمد بود، و آن هم استفاده از یک ابزار بود که در رابطه ی مستقیم با scanner باشد، اما از طرفی ابزار scan که به طور پیش فرض در Windows نصب می شود را هم ندارم تا آن را تست کنم. Gimp (در روز بعدی سفر خود درباره آن خواهم نوشت) را باز کردم، اما آنجا هم گزینه ای را برای scan پیدا نکردم. بعد فهمیدم که خود Ubuntu ابزاری را به طور پیش فرض دارد که Simple Scan نام دارد.
برنامه را باز کردم، و مجله ای را هم در scanner گذاشتم، و روی دکمه ی ‹scan› کلیک کردم. بعد از چند ثانیه، تصویر مجله در صفحه نمایش ظاهر شد.
بعد نوبت به اتصال webcam رسید. بازهم خبری از هشدار یا پیغام در مورد شناسایی ابزار نبود. پس جست و جو در Google را شروع کردم، و نتیجه این شد که از ابزاری به نام Cheese باید استفاده کنم.
این ابزار البته به طور پیش فرض در Ubuntu نصب نشده، اما می توانید آن را در Ubuntu Software Center بیابید. آن را نصب کردم و بعد از اجرایش، webcam شروع به کار کرد.
و حالا نوبت به چاپگر رسید. وقتی HP Deskjet 2400 را به کامپیوتر وصل کردم، این بار یک جعبه پیغام ظاهر شد که خبر از وصل شدن چاپگر و شناسایی آن توسط Ubuntu می داد، و این که سیستم عامل در حال تنظیم کردن driver آن است.
به طور خلاصه، افزودن ابزارها به Ubuntu مانند افسون کردن است…..حتی اگر این طور هم به نظر نرسد.Ubuntu در پیدا کردن سخت افزار خوب عمل می کند، و به نظر می رسد پشتیبانی فراگیری از driver ها دارد.
برگرفته از:
Ubuntu Linux, Day 26: Connecting Peripherals
در همین رابطه بخوانید:
سفر به دنیای Ubutnu؛ روز بیست و سوم
بابک فخریلو
در کنار ایمیل خواندن، گشت و گذار در دنیای وب، و فعالیت در شبکه های اجتماعی، پیگیری کارهای اقتصادی و مالی هم یکی از کارهایی است که با کامپیوتر انجام می دهم، و به همین خاطر چیزی بوده که دوست داشتم در سفرم به دنیای Ubuntu به آن هم بپردازم. تلاش تجربی ام برای راه اندازی Quicken در Wine با شکست مواجه شد، بنابراین امروز گزینه هایی که Ubuntu در برابرم قرار داده را بررسی خواهم کرد.
Ubuntu Software Center را باز کردم، و عبارت ‹finance› را جست و جو کردم. در کل شش برنامه نشان داده شد، اما دوتای آنها بیشترین امتیاز را با میانگین 4.5 ستاره داشتند، یکی GnuCash Finance Management و دیگری KmyMoney. هر دوی آنها را نصب کردم.
اولین باری که GnuCash را اجرا کردم، یک Wizard باز شد و از من پرسید که آیا می خواهم حساب جدید باز کنم، یا یک QIF (فرمت فایل های برنامه ی Quicken) را import کنم. وقتی KmyMoney را باز کردم، دیدم که علاوه بر امکان import فایل های برنامه ی GnuCash، در آنجا هم امکان import کردن فایل QIF وجود دارد.
برنامه ی Quicken 2011، دیگر از فایل هایی به فرمت QIF استفاده نمی کند (فرمت پیش فرض برای دانلود کردن داده ها از وب، QFX است). هر دوی این برنامه ها ابزارهایی را برای وارد سازی فایل QFX دارند، اما بانکی که من عضو آن هستم فرمت QFX را به طور مستقیم در اختیار من نمی گذارد. داده های Quicken که در کامپیوترم ذخیره شده، به فرمت QDF است، که هیچ برنامه ای نمی تواند آن را import کند. بنابراین، دوباره وارد Windows شدم، Quicken را باز کردم، و حساب و جزئیات تراکنش ها را به یک فایل QIF، Export کردم. بعد، دوباره وارد Ubuntu شدم تا بتوانم از آن در برنامه های اقتصادی و مالی استفاده کنم.
سفر به دنیای Ubuntu؛ روز بیست و دوم
بابک فخریلو
در طی کار کردنم با این سیستم عامل، شواهد زیادی از ویژگی های امنیتی آن به چشمم آمد. در حقیقت Ubutnu به طور پیش فرض (یا به طور کلی Linux) خیلی امن است.
ممکن است این برای یک کاربر همیشگی ویندوز خوشایند نباشد. اما حقیقتی است که وجود دارد.
خوب بگذارید چیزهایی که دیدم را برای شما بیان کنم. اول این که سیستم عامل به طور پیش فرض، اگر به مدت بیشتر از یک یا دو دقیقه از سیستم دور باشم، برای بازگردانی سیستم به حالت فعال از من می خواهد که دوباره رمز عبور را وارد کنم. هر بار که می خواهم تغییری در سیستم انجام دهد، یا برنامه ای را از Ubuntu Software Center نصب کنم، باید رمز عبورم را وارد کنم تا مجوز این تغییر صادر شود (مشابه عملکرد UAC در Windows ).
خوب البته این نوع از امنیت را می توان در Windows هم داشت. در Windows، عملکرد UAC تعبیه شده تا هر زمان که نیازی به اعطای مجوز نصب نرم افزار، تغییر تنظیمات Power و screen saver باشد، رمز عبور از من خواسته شود.
با این حال، چیزی در Windows نیست که با رفتار نا امید کننده ای که در چند روز گذشته دیدم، قابل مقایسه باشد. در Windows، فایل هایی وجود دارند که اجرایی هستند، و به طور پیش فرض اجرا می شوند (حتی با وجود UAC). Ubuntu به طور «پیش فرض» فایل های اجرایی را نمی شناسد، و برای این که یک فایل قابلیت اجرایی شدن داشته باشد، باید تلاش زیادی بکنید تا مجوز این کار را کسب کنید.
Microsoft هم می تواند چنین کنترل های امنیتی را پیاده سازی کند، اما اگر نشانه ای از واکنش شدید نسبت به UAC دیده شود، ممکن است شورش عجیبی به پا شود. در حقیقت، اگر خیلی از UAC تنفر دارید، Ubuntu گزینه ی خوبی برای شما نیست. ممکن است چندان خوشایند نباشد، اما این که از کاربر خواسته شود پیش از اجرای یک فایل، تصمیم درستی بگیرد، می تواند مانع از بروز حملات شود، و سیستم عامل را به طور پیش فرض امن تر کند.
هیچ سیستمی نیست که غیر قابل نفود باشد. ما در اینجا از سیستم عامل های متن باز (open source) حرف می زنیم (یعنی مهاجمان برای پیدا کردن و سو استفاده از حفره ها، به کد منبع دسترسی دارند). بستری مانند Ubuntu صدها و هزاران توسعه دهنده دارد که رویش کار می کنند، و ظاهرا حفره ها پیش از این که مهاجمی بخواهد از آنها سو استفاده کند، شناسایی و برطرف می شوند. اما، هر برنامه ی متن بازی بدین سان مانند Ubuntu حرفه ای نیست و حمایت جامعه ی توسعه گران اش را ندارد.
اما یکی دیگر از دلایل امنیت در Linux، به خاطر سهم کم آن در بازار سیستم عامل ها است. اساسا، اگر حتی به طور فنی نوشتن یک ویروس یا worm برای این سیستم عامل ممکن باشد، بیشتر مهاجمان تلاشی برای ساختن آن نمی کنند، چرا که جامعه ی هدفشان آنقدر کوچک هست که ارزش این تلاش را ندارد.
با این حال، این بدین معنا نیست که یک مهاجم اگر قربانی مشخصی داشته باشد، نمی تواند حفره ای را برای انجام یک حمله ی موفق پیدا کند. خطر اصلی، نهفته در این نکته است که اعتماد بیش از حدی به امنیت بستر Ubuntu وجود دارد، و همین باعث می شود که قربانی خوبی باشید، چرا که شما نسبت به بروز حمله خیلی بی توجه هستید.
ممکن است Ubuntu کاملا محفوظ از خطر نباشد، اما نمی توان این حقیقت را نادیده گرفت که به طور پیش فرض امن است.
برگرفته از :
Ubuntu Linux, Day 24: More Secure By Default
در همین رابطه بخوانید:
سفر به دنیای Ubuntu؛ روز بیست و یکم
بابک فخریلو
در طول این مدتی که به نوشتن و انتشار درباره ی Ubuntu مشغول بوده ام، در بین دیدگاه ها، بعضی ها بودند که هر از گاهی حرف از این می زدند که این برنامه یا آن برنامه را در یک محیط مجازی از Windows ، درون سیستم عامل Ubuntu اجرا کرده اند. خوب، امروز می خواهیم حرف این افراد را با Wine محک بزنیم.
Wine نزدیک به 17 سال است که در اختیار کاربران است. ابتدا علت نامگذاری اش به Wine، به خاطر برگرفته شدن آن از سرنام WINdows Emulator (شبیه ساز Windows) بود، اما این نرم افزار از یک شبیه ساز به یک لایه ی سازگاری تغییر یافت، و در نهایت سرنام دقیق آن هم برگرفته از عبارت Wine Is Not an Emulator شد. حالا دیگر بدون در نظر گرفتن این که نام Wine سرنام چه چیزی است، تبدیل به نرم افزاری پر استفاده شده است.
می توانم بگویم که اجرای برنامه های Windows توسط Wine، یک نوع تقلب یا فریب به حساب می آید. مثل این می ماند که تصمیم بگیرید تا گیاه خوار شوید، و تمام وقت خود را صرف این کنید که غذایتان طعم و رنگ غذای گوشتی را داشته باشد، و اما آخر سر تسلیم شوید.








