سفر به دنیای Ubuntu؛ روز دوم

برای تهیه ی آخرین نسخه ی Ubuntu با آدرس Ubuntu.com بروید و بعد از دانلود، فایلی که در قالب .iso دریافت کرده اید را روی یک CD رایت کنید.

بابک فخریلو

قدم اولی که در این سفر خود باید برداریم، نصب Ubuntu است. اما چطور؟

اولین گزینه ای که برای نصب دارید، تمام اطلاعات کامپیوترتان و هر رد و نشانی از Windows را پاک می کند، و یک نصب به اصلاح standalone از Ubuntu را انجام می دهد. خوب این گزینه زیاد برای کار ما مناسب نیست.

گزینه ی دیگر، نصب آن در کنار Windows و داشتن تنظیمات dual-boot است (مانند زمانی که شما XP داشتید و کنارش 7 نصب می کردید). برای این گزینه باید کمی از فضای هارد را به Ubuntu اختصاص دهید تا پارتیشن مخصوص به خودش را ایجاد کند. خطر از دست دادن داده ها در این گزینه وجود دارد، و از طرفی چیزی نیست که ما به دنبالش هستیم.

اما گزینه ی سومی هم هست که برای کار ما مناسب است(کاربران Windows  که می خواهند Ubuntu را آزمایش کنند). برای این کار از Wubi استفاده می کنیم، که به شما اجازه می دهد تا Ubuntu را مانند سایر برنامه های Windows، نصب کنید، اما تفاوت اش اینجا است که سیستم شما dual-boot خواهد شد. بعد از اتمام نصب، وقتی سیستم تان دارد boot می شود، می توانید بین Windows  یا Ubuntu انتخاب کنید.

میان استفاده از Wubi و نصب Ubuntu در کنار Windows، نظرات متفاوتی هست. صفحه ی Wikipedia مخصوص Wubi، در مورد عدم پشتیبانی از حالت hibernation، و همچنین آسیب پذیری بیشتر files system  به hard reboot (مثلا خاموش کردن سیستم با فشردن دکمه ی power به جای استفاده از shut down) توضیح می دهد. اگر Windows دچار خرابی شود، تا زمانی که مشکل اش برطرف نشود، امکان boot شدن Ubuntu فراهم نخواهد بود. کیفیت عملکرد هم از جمله ی دیگر مشکلات استفاده از Wubi است.

خوب، سبک و سنگین کردن اینها به هر حال مرا قانع می کند که از Wubi استفاده کنم!

با انتخاب گزینه ی install inside windows، پنجره ای نمایان می شود که تنظیمات اولیه ای را برای Ubuntu مشخص می کنم. بعد از انتخاب رمز عبور، فضای مورد نیاز سیستم عامل را به 30GB تغییر دادم و بعد روی install کلیک کردم. نصب آن مانند نصب هر برنامه ی دیگری انجام شد، بدون این که هیچ نشانی از نصب یک سیستم عامل دیگر، وجود داشته باشد. بعد از مرحله ی اولیه ی نصب، باید یک بار سیستم reboot شود.

وقتی سیستم reboot شد، به محیط کار Ubuntu می رود تا نصب را کامل کند. اعتراف می کنم که تحت تاثیر قرار گرفتم. ظاهر Ubuntu خیلی ساده و مرتب است، و برای کاربر Windows مثل من، حس آشنایی دارد. Ubuntu خودش wireless adapter من را نصب و تنظیم کرد، و خیلی سریع هم شبکه های wireless  اطراف را شناسایی کرد.(البته همیشه هم این طور نیست که driver همه ی سیستم ها را شناسایی کند، مثلا wireless adapter من را بعد از نصب نشناخت.)

کل فرآیند فقط چند دقیقه طول می کشد. نیازی به format یا partition  مجدد هارد نیست. و لزومی هم ندارد که از عملکرد درونی Linux سر در بیاورید.

به شکل خیره کننده ای ساده بود. اگر می خواهید وارد دنیای Linux شوید، بهتر است خودتان امتحان کنید. چیزی برای از دست دادن ندارید. اگر از Ubuntu خوشتان نیامد خیلی ساده به Control Panel می روید و آن را uninstall می کنید.

برگرفته از:

Ubuntu Linux, Day 2: Wow–That Was Really Easy

در همین رابطه بخوانید:

سفر به دنیای Ubuntu؛ روز اول

Advertisements

دربارهٔ Persian Developer

I Love Developing applications

Posted on ژوئیه 8, 2011, in Ubuntu and tagged , . Bookmark the permalink. 2 دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: